|
سلام بر کسانی که در پس تمام دردهای هر روز، کمی امید به رهایی میان دلهایشان کاشتهاند ✨ 🌿 |
من سزاوار نبودم که کسی
یاد یک خاطره را
با لبی تشنهء عشق
بر لبم بنشاند ....
تا در عمری که در آن
حسرت و ناکامیست
در شب تنهائی
به تجسم به تماشا ایستم !
کولهء خاطره ام
وه چه خالی مانده ست
من تهی گشته ام ز عشق
تهی گشته ام ز شوق
ولی ....
باز باید باشم !
لا اقل دردی هست
که به آن میسوزم
و کسی نیست مرا دریابد
و کسی نیست تهی بودن را
از دلم پاک کند ....
تا به یک وعدهء پوچ
سبد خالی این خاطره را
پراحساس کند ...........