کلبه ما

سلام بر کسانی که  در پس تمام دردهای هر روز، کمی امید به رهایی  میان دلهایشان کاشته‌اند ✨   🌿

من سزاوار نبودم که کسی
یاد یک خاطره را

با لبی تشنهء عشق

بر لبم بنشاند ....

تا در عمری که در آن

حسرت و ناکامیست

در شب تنهائی

به تجسم به تماشا ایستم !

کولهء خاطره ام

وه چه خالی مانده ست

من تهی گشته ام ز عشق

تهی گشته ام ز شوق

ولی ....

باز باید باشم !

لا اقل دردی هست

که به آن میسوزم

و کسی نیست مرا دریابد

و کسی نیست تهی بودن را

از دلم پاک کند ....

تا به یک وعدهء پوچ

سبد خالی این خاطره را

پراحساس کند ...........


 
+ |یکشنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۱ | 16:32 |حامد |