کلبه ما

سلام بر کسانی که  در پس تمام دردهای هر روز، کمی امید به رهایی  میان دلهایشان کاشته‌اند ✨   🌿

از قضا آیینه چینی شکست ...

از قضا آیینه چینی شکست

و زیب‌النساء (مخفی) بدون درنگ پاسخ داد:

خوب شد، اسباب خودبینی شکست!

بدیهه‌گویی‌های زیب‌النساء

زیب‌النساء متخلص به «مخفی»، شاعره‌ای چیره‌دست و سخنوری توانا بود. پدرش محمد عالمگیر مشهور به محی‌الدین اورنگ زیب‌ پادشاه هند، و مادرش دلرس بانو دختر شاهنوازخان صفوی است.

گویند: روزی «مخفی» با پدر خود گرم صحبت بود. در اثنای صحبت، آیینه چینی تمام قدی که در اطاق پدرش بود و ارزش بسیاری داشت، افتاد و شکست. اورنگ زیب رو به دخترش نمود و گفت:
از قضا آیینه چینی شکست

و زیب‌النساء (مخفی) بدون درنگ پاسخ داد:
خوب شد، اسباب خودبینی شکست!

ای،آبشارنوحه گر از بهر چیستی؟

چین بر جبین فکنده ز اندوه کیستی؟

دردت چه درد بود که چون من تمام شب

سر را به سنگ می زدی و می گریستی؟

از قضا آیینه ی چینی شکست

خوب شد اسباب خودبینی شکست

عشق چون آید برد هوش دل فرزانه را

دزد دانا می کُشد اوّل چراغ خانه را

آنچه ما کردیم با خود هیچ نابینا نکرد

در میان خانه گم کردیم صاحب خانه را

برو طواف دلی کن که کعبه ی مخفی است

که آن خلیل بنا کرد و این خدا خود ساخت

سال سوم دبیرستان بود ، دبیر ادبیات داشتیم آقای سیف الدین عزیز

خیلی خوب ادبیات رو برامون می‌گفت ، اول و دوم که چیزی نفهمیدم ولی سوم عاشق ادبیات شدم ، ی روز داشت از بدیهه گویی می‌گفت که بیت اول رو گفت و بیت دوم رو من گفت نمیدونم از کجا یادم بود ولی خیلی خوب ادبیات رو تاریخی و بدل بشینه می‌گفت.

خدا خیرش بده وبلاگ نویس خوبی بود و مشوق شد که وبلاگ نویس بشم .

آقای سیف الدین عزیز هرجا هستی دلت شاد و لبت خندان

اینم وبلاگش

وبلاگ آقای سیف الدین دبیر ادبیات سوم دبیرستان ،ریاضی دبیرستان شهید مطهری

www.a23.blogfa.com

حامد یکشنبه ۱ آبان ۱۴۰۱ 21:36
درباره من
کلبه ما
نه تو مي ماني

نه، اندوه

و نه،هيچ يک، از مردم اين آبادي

به حباب نگران لب يک رود قسم

و به کوتا هي آن لحظه شادي که گذ شت

غصه هم خواهد رفت

آنچناني که فقط خاطره اي خواهد ماند

لحظه ها عريانند

به تن لحظه خود جامه اندوه مپوشان هرگز
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
موضوعات
نویسندگان
دوستان
امکانات وبلاگ
ابزار وبلاگ نويسي


کد جمع کردن گوشه های عکس

© کلبه ما

دانلود آهنگ جديد